همه ایوان و صحن خانه خاموش همه دیوارها درهم شکسته به هر طاقش تنیده عنکبوتی به روی سقف گرد غم نشسته
چنین ویرانه افتاده ست و بی کس خدایا این همان کاشانه ی ماست ؟ درین تنهایی بی آشیانش مگر تصویری از افسانه ی ماست ؟
+
نوشته شده در دوشنبه 17 فروردین1388ساعت توسط مرد قبیله
|
چون صید به دام تو به هر لحظه شکارم ای طرفه نگارم از دوری تو صیاد دگر تاب نیارم رفتست قرارم چون آهوی گمگشته به هر گوشه دوانم رهائی نتوانم تا دام در آغوش نگیرم نگرانم