تبليغاتX
مرد قبیله
سرنوشت عشق
در نگاهم باش و بنشين
 بشنو اين آواز غمگين
 من غريبی بی پناهم
 سایه ای سرد و سياهم
 در ميان تيرگيها
 من حريم اشک وآهم
 ای بلندای رفاقت
 چشم بیمارم براهت
 آسمان گرم وآبی
 روشن از ماه نگاهت
 لحظه ای بر من نظر کن
 از دل تنگم گذر کن
 چون در آغوشم نشستی
 بامن از اینجا سفر کن !

 

مرد قبیله


+ نوشته شده در  سه شنبه 29 بهمن1387ساعت   توسط مرد قبیله  |