تبليغاتX
مرد قبیله
سرنوشت عشق
 شب و روز دلم ميلرزد ، چشم از تو بينايم بي تو بيدارمي ماند و چشم انتظار تو به دور دستها خيره ميگردد بي تو كوچه ها و خانه سرد و سياه هستند بي تو غربت ميماند براي من در اين ديار،غربتي از جنس تاريكيها ، جادهاي تاريك و غم آلود و سرگردان دراين ديار ساز دلم كم كم از كوك مي آفتد و براي هميشه بي تو خاموش ميگردد... . 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 شهریور1387ساعت   توسط مرد قبیله  |