تو کی بودی ای مسافر که منو در من شکستی
رفتی اما در دل من تو همیشه زنده هستی
تو کی بودی که به یادت باید آواره بمونم
پا به پای باد شبگرد برم و از تو بخونم
انتظار دیدن تو منو آروم نمی ذاره
مث بغضی که گلومو بسته اما نمی باره
چه نشستی که چشامو برق تنهایی ربوده
چشمه ای از سحر نداشتم اگه داشتم از تو بوده
چه نشستی که شکستم زیر بار غم غربت
خالی از نغمه شوقم ، پرم از قصه محنت
انتظار دیدن تو منو آروم نمی ذاره
مث بغضی که گلومو بسته اما نمی باره
+
نوشته شده در چهارشنبه 27 تیر1386ساعت توسط مرد قبیله
|
یکی بود یکی نبود
زیرگنبد کبود
فارغ ازهرچی خوشی
پرنده خسته بود
عشقشو ازش گرفتند
مهرغم بهش زدند
زیر بار زندگی ی ی
پرشم شکسته بود
اشک تو چشم شب نزد
خم به ابروش نیاورد
حتی پر شکستشو
به فراموشی سپرد
پرکشید دوباره باز
تو این زمونه غریب
زمونه ای که حتی
عشق کلامیه واسه فریب (البته نه برای همه)
+
نوشته شده در جمعه 22 تیر1386ساعت توسط مرد قبیله
|
یه نفر میاد که دلم داره هواش، تو گوش دلم پیچیده زنگ صداش ،خورشید نگاش اگه نتابه تو شب سیاهمون ، در قطب ظلمت یخ اجیل میشه توو کویر دلامون ، وای اگه نیاد اونی که اسمش رو لب بهاره اونی که اسمش آخرین برگ باغ انتظاره ...
بی تو در تقدیر مرداب دلم...
خسته تر از روح گردابه دلم...
تو بیا که آخرین برگ منی، آرزوی لحظه مرگ منی، تو بیا که خسته ام ،زجهان گسسته ام....
ای که اسم تو طلوع باورصبح، آه اگه نیای با خنده از در صبح...
وقتی شب میرسه مثل یه همزاد پیر تو گلوم میشکنه فریاد دستمو بگیر ....
بی تو در تقدیر مرداب دلم...
خسته تر از روح گردابه دلم...
تو بیا که آخرین برگ منی، آرزوی لحظه مرگ منی توبیا که خسته ام ،زجهان گسسته ام....
+
نوشته شده در دوشنبه 18 تیر1386ساعت توسط مرد قبیله
|
لالا لالا بخوان مادر دوباره شعر لالایی
بذار احساس کنم مادر که پیش من همین جایی
سکوتت تلخ و سنگینه مثل اون شعر غمگینه
که می گفت آی دلم خونه لالا لالا گل پونه
لالا لالا گل آذر که غمگینه دل مادر
لالا لالا گل پونه دل دشمن از او خونه
لالا لالا گل لاله دل او پر ز آماله
لالا لالا نشه پرپر گلی که اسم او مادر
از تو گفتم با ستاره
گفت که همتایی نداره
دل من چه بیقراره
بهشتم زیر پای تو
آوازم برای تو
دلم جانم فدای تو
لالا لالا گل پونه دو چشمام پر ز بارونه
دو چشم مادرم انگار دریایی از خونه
لالا لالا گل زیره دلم آروم نمی گیره
خدایا آسمون امشب چرا بارون نمی گیره.
روز مادر رو به همه مادرای دنیا تبریک میگم .....(بهشت زیر پای مادران است)
+
نوشته شده در چهارشنبه 13 تیر1386ساعت توسط مرد قبیله
|
منو بشناس اي غريبه
اي به من از من خودي تر
من گل مردابيم كه
سايه اي نداره بر سر
گاهي بازيچه احساس
گاهي تسليم به گناهم
باورم كن كه جوونم اگه قلب اشتباهم
دستامو بگير كه مرداب ريشه هامو مي پوسونه
اين هوا هواي من نيست من و برگردون به خونه
خسته از اين نارفيقان
خسته از كابوس فردام
گل مردابتو بشناس
باغبون كودكي هام
+
نوشته شده در پنجشنبه 7 تیر1386ساعت توسط مرد قبیله
|
ياد تو در حظر اين دل من جا مانده
عزيزم عشق تو در آغوشم کمی جا مانده
به اسمت همه جانم و با نامت می کنم
اگه بيايی و نگی عشق ما کمی خواب مانده
تورو دوست دارم و من دورت می گردم
حاشا نکونی و بگی زندگی تو دلم جا مانده
تو خودت نمی دانی که بودنت چه حکمتی داره
پس بيا و نگو عشقم مثل زمانه پس مانده
اگه تو فرشته ای
من دنبال بوسه بر پايی می گردم
اگه تو آواره ای
عزيز پس بدان تنم از زندگی جا مانده
می دونی عزيز دروغ ندارم که بگم
هوای عشقمه کمی خواب مانده ...
+
نوشته شده در شنبه 2 تیر1386ساعت توسط مرد قبیله
|