تبليغاتX
مرد قبیله
سرنوشت عشق
مرد قبیله

امشب تار ابدم را بافتم
 با خودم تا خیالم تافتم
 
 امشب گریه سفرم را داشتم
 به خودم تا ابدم باختم
 
 امشب خانه ام را یافتم
 با نگاهم تا خدایم تافتم
 
 امشب قصه عشقم را داشتم
 به چشام تا خانه ام باختم
 
 امشب فصل آخرم را داشتم
 داستانم را در رمانم یافتم
 
 امشب تار ابدم را بافتم
 با خودم تا خیالم تافتم

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 خرداد1386ساعت   توسط مرد قبیله  | 

        مرد قبیله

شنیدن صدای همدیگر
 نوشتن نامه ای از سر دلتنگی...
 همینها عشق است
 اگرچه تو از واپسین نبرد باستانی‌ات
 بازنگشته باشی و
 من
 پشت تمام پنجره‌های جهان
 چشم براه نشسته باشم
 خیره بر آخرین برگ
 بر شاخه‌ی خشک تک درخت حیاطی و حیاتی
 که ندارم
 چند صد سال پس از میلاد
 و اینها همه رویایی باشد
 که کسی‌ندیده‌ هنوز که هنوز است
 حتی اگر
 تو
 خود من باشی...

+ نوشته شده در  شنبه 26 خرداد1386ساعت   توسط مرد قبیله  | 

           مرد قبیله

بانگاه تو وداع خواهم نمود
 گرچه نگاهت عذاب ماندن است
 لیک اساس سفرم را خواهم بست
 بردوش خاطره ها خواهم نهاد
 وخود با کوله باری خالی از سنگینی
 به راه خواهم افتاد
 
 
 حال روزهاست که درراهم
 به خود نهیب نزدیک شودن می زنم
 ﺁری من خودم را گول می زنم
 اینک به مقصدم قرنها فاصله است
 اما من به دل وعده امروز را داده ام
 واینک شوق دیدار تورا
 هرلحظه که ﺁید زره می بینم
 اما نمی دانم
 نمی دانم .. چه هنگام به عشقت گام
 خواهم نهاد ........................

برای اون دسته از دوستانی که اهنگ وبلاگ براشون بارگذاری نمیشه باید بگم که باید دکمه play رو بزنن تا شروع به بارگذاری بشه.

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 خرداد1386ساعت   توسط مرد قبیله  | 

مرد قبیله

 

از كفر من تا دين تو راهي به جز ترديد نيست
دلخوش به فانوسم نكن اين جا مگر خورشيد نيست؟
با حس ويراني بيا تا بشكند ديوار من
چيزي نگفتن بهتراز تكرار طوطي وار من
بي جستجو ايمان ما از جنس عادت مي شود
حتي عبادت بي عمل وهم سعادت ميشود
با عشق، آن سوي خطر جايي براي ترس نيست
در انتهاي موعظه ديگر مجال درس نيست
كافر اگر عاشق شود بي پرده مومن مي شود
چيزي شبيه معجزه با عشق ممكن مي شود

+ نوشته شده در  شنبه 19 خرداد1386ساعت   توسط مرد قبیله  | 

مرد قبیله

 

گل خشکیده تو دستام ، غزل مرده رو لبهام
دل پوسیده ی سینه ، برگ افتاده ی تنهام
با صدای سرد و زخمی ، با یه ساز دل شکسته
دیگه آهنگی ندارم ، واژه هایم همه خسته

کاش میشد عاشق بمونم ...عاشق نم نم بارون
عاشق شبای پاییز... عاشق زمزمه هامون
کاش میشد با تو بمونم ، آرزوهامو بخونم
پشت پلک این زمونه راز دنیا رو بدونم

خاطراتم همه افسرد ، کوچه باغم همه پژمرد
اومدم قصه بسازم قهرمان قصه ام مرد
آدمای قصه بی تاب ، پریای قصه در خواب
سرنوشت همه بی موج ، لحظه لحظه رو به مرداب

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 خرداد1386ساعت   توسط مرد قبیله  | 

مرد قبیله

 

هميشه در انتهاي خواستن
 
 در جستجوي لحظات شادي
 
 در امتداد مسير خوشبختي
 
 در نهانگاه قلبهاي عاشق
 
 و غمگين گرمي نوازش
 
 دستي تمام وا ژهاي زندگي را معني مي كند
 
 اكنون كه نگاه دل نوازت
 
 به لبخند مهربانيت......
 
 و وجود نازنين تو
 
 تو عشق را در خود پنهان كرده
 
 بيا و بگذار من نيز با گرمي نوازش دستانت
 
 واژهاي زندگي ام را معني كنم ......

(در صورت پخش نشدن اهنگ چند دقیقه صبر کنید تا بطور کامل بار گذاری شود)

+ نوشته شده در  جمعه 11 خرداد1386ساعت   توسط مرد قبیله  | 

چرا دراين دنيا
 دست هاي من دردست تو نباشد
 که اشاره کنم به عروسکي که مي خنداند
 چرا در طوفان
 دستهايم به شاخه ها گير کند
 وقتي باد به هر سو مرا مي برد
 چرا در باران چتر نباشي
 که همیشه همراهم باشی
 نه
 چتر نه
 من با باراش باران تو را در کنار خود حس می کنم
 حس می کنم کسی کنارم هست
 اما کسی که می خواهم همراهم نیست
 باز چشمه ی خشکی نا پذیر کویر چشمهایم
 فوران می کند
 به همراه باران اشکهای بارانی من
 همه بر روی گونه هایم می لغزند
 اما کسی اشک هایم را نخواهد دید
 چون
 بزرگترین مزیت بارش باران اینست
 که چشم ها خیس اشک را کسی نمی بیند
 انگار فقط باران صورت مرا خیس کرده است  .....
+ نوشته شده در  دوشنبه 7 خرداد1386ساعت   توسط مرد قبیله  | 

سال ها ی کودکی دل ز غصّه دور بود
ماهی خیال من حوضش از بلور بود
یه درخت سبز بود ، زیرِ سقف آسمان
من به گاهواره ای ، گربه ای کنارمان
ناگهان شبی بلند ، از سرم عبور کرد
بند گاهواره را ، تاب داد و دور کرد
خوابِ سبز کودکی ، زرد و غم انگیز شد
برگ ها چو ریختند ، شکلِ او پاییز شد

برگ های خسته را ، دسته دسته باد برد
قصّه های خوب را ، مادرم ز یاد برد
سال ها گذشته باز ، حوض خالی آب نیست
گهواره ام کجاست ؟ خواب هست و تاب نیست

مرد قبیله

امروز ۳ خرداد , ۱ سال دیگر به عمرم اضافه شد نیمدونم تا کی این ۱ سالها ادامه خواهد داشت......

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 خرداد1386ساعت   توسط مرد قبیله  |