تبليغاتX
مرد قبیله
سرنوشت عشق

اگر شب مال من بود

ستاره مال تو...!

اگر روزسهم من باشد

خورشيد پيشکش ات...!

اما افسوس!

عاشقان تهي دست اند

عاشقان تهي دست اند

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 اردیبهشت1386ساعت   توسط مرد قبیله  | 

مرد قبيله

      اگر کردم به چشمانت نگاهی

      مجازاتم بکن هر طور که خواهی

      نکردم من در اين دنيا گناهی

      فقط کردم به چشمانت نگاهی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 اردیبهشت1386ساعت   توسط مرد قبیله  | 

او تمام مدت همين حرف را مي زند
سر به شانه ي خسته ام مي سايد
قلبش را پيشكش مي كند به ستاره هاي چشمانم
و اهسته با عشق مي گويد
دوستت دارم

اه من هميشه حقيقت را در حرف هايش گم مي كنم
و شانه هايم ناگاه تهي مي شوند
وقتي كه شانه هايش تكيه گاه دگري است
و او باز اهسته مي گويد
دوستت دارم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 اردیبهشت1386ساعت   توسط مرد قبیله  | 

اون كه رفته ديگه برگشتي نداره
عمر تو مي گذره اما
واسه اون ارزش نداره
اون تو فكرت نمي مونه
ديگه از تو نمي خونه
عشقتو مي بره  از ياد
اگه حتي تو پري شي
اون ديگه تو رو نمي خواد
اون كه رفته ديگه
برگشتي نداره جاي تو تو آسمونش
يه دونه ستاره داره

**********

نگاهت آسمانم بود و گم شد
دو چشمت سايبانم بود و گم شد
به زير آسمان در سايه تو ،
جهان در ديدگانم بود و گم شد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 اردیبهشت1386ساعت   توسط مرد قبیله  |