کجایی نازنینم؟ توی کوچه های دلم نیستی و هنگامی که نگاهم تورا می خواهد تو در شهر خاموشم نیستی و چشمانم حسرت دیدارت را با خود به گور می برد و تو در اوج شرارت نیستی کجایی نازنینم؟ وقتی که قفس سینه ام مهر تورا در بر می خواهد تو در کجایی ؟ نیستی ؟ عطر پیراهنت در هوای دلم هست چه خوش بود وقتی بودی ولی افسوس که خیلی وقته نیستی کجایی نازنینم؟
+
نوشته شده در چهارشنبه 25 بهمن1385ساعت توسط مرد قبیله
|
لطفآ چند لحظه صبر کنید تا فایل فلش بصورت کامل باز شود (در صورت باز نشدن فلش حتمآ گزارش را به مدیر وبلاگ ابلاغ نمایید )
+
نوشته شده در شنبه 7 بهمن1385ساعت توسط مرد قبیله
|
چون صید به دام تو به هر لحظه شکارم ای طرفه نگارم از دوری تو صیاد دگر تاب نیارم رفتست قرارم چون آهوی گمگشته به هر گوشه دوانم رهائی نتوانم تا دام در آغوش نگیرم نگرانم