تبليغاتX
مرد قبیله
سرنوشت عشق
تنها شدم؛تنها شدم؛در عاشقی شيدا شدم؛شيدا شدم
از ديده ام پنهان شدی؛من بی تو در دلدادگی رسوا شدم
شبگرد مست کوچه ها تنها منم
گمگشته در کوی وفا شبها منم
خورشيد مه در جام شب تنها تويی
در جان من پيدا و نا پيدا تويی
از تو؛ جز عشق؛ هرگز؛ چيزی نخواهم
شوری در سر دارم شور رهايی
در پرده ی آهم ببين؛اشک شبانگاهم ببين
در رهگذار تلخ دوران جدايی
رفتی و افتادم ز پا؛از دام گرداب بلا
بيگانگی کردی به جای آشنايی
از برگ و بار افتاده ام؛داغ از خزانم
غير از ديار عاشقی باغی ندارم
بر تار غم پيچيده ام با جان تبدار
بر چهره جز سر گشتگی ؛گر بنگری؛ داغی ندارم
افسرده در فانوس شب؛ای ماه روشن
يک شب بتاب بر روزن کاشانه من
خورشيد من تابنده شو؛در جان عاشق
گل کن شبی چون لاله ها از باغ دل در خانه ی من
+ نوشته شده در  دوشنبه 30 خرداد1384ساعت   توسط مرد قبیله  | 

جان مریم چشماتو واکن، منو نگاه کن

در اومد خورشید، شد هوا سپید

وقت اون رسید که بریم به صحرا آی نازنین مریم، آی نازنین مریم

جان مریم سری بالا کن، منو صدا کن

بشیم رونه، بریم از خونه

شونه یه شونه، به یاد اون روزها آی نازنین مریم، آی نازنین مریم

باز دوباره صبح شد، من هنوز بیدارم

کاش می خوابیدم، تو رو خواب می دیدم

خوشه غم توی دلم زده جوونه، دونه به دونه

دل نمی دونه چه کنه با این غم آی نازنین مریم، آی نازنین مریم

بیا رسید وقت درو مال منی از پیشم نرو

بیا سر کارمون بریم درو کنیم گندمارو

بیا رسید وقت درو مال منی از پیشم نرو

بیا سر کارمون بریم بیابیا نازنین مریم، آی نازنین مریم......

یک زمانی این آهنگ به من آرامش میداد اماحالا...... .

 

+ نوشته شده در  شنبه 14 خرداد1384ساعت   توسط مرد قبیله  | 

می‌خواستم بخندم
هيچ‌کس نبود

آينه خواب رفته بود روی شانه‌ی ديوار
سر پنجره به ماه گرم بود

می‌خواستم بخندم
هيچ‌کس نبود
+ نوشته شده در  دوشنبه 2 خرداد1384ساعت   توسط مرد قبیله  |